سرویس عناوین خبر

ائمه جماعات منتخب (۴)/ حجت الاسلام و المسلمین کلانتر: مسجد همه شئون زندگی را در بر میگیرد/ خاطره ای از نگرانی یک کودک مسجدی

ائمه جماعات منتخب (۴)/ حجت الاسلام و المسلمین کلانتر: مسجد همه شئون زندگی را در بر میگیرد/ خاطره ای از نگرانی یک کودک مسجدی
(سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۳) ۱۰:۰۷

حجت الاسلام و المسلمین کلانتر معتقد است: مسجد یک پایگاه فرهنگی دایمی است که اگر جایگاهش حفظ شود همواره قوی تر و مستحکم تر می شود. به خاطر همین است که فعالیت های فرهنگی که در مسجد انجام می شود به هیچ وجه با دیگر فعالیت های فرهنگی قابل مقایسه نیست.

 

از میان خانه ها و باغ ها که بگذریم به مسجدی باصفا می رسیم که در میان روستا خودنمایی می کند. روستایی با ۲۵۰ نفر جمعیت و مردمانی پاک، زحمتکش و متدین که بیشترشان کشاورزند. امین آباد از روستاهای کوچک صفادشت ملارد است. روستایی که تنها یک مسجد دارد اما همان یک مسجد با همت متولیان مسجد و یاری مردم چون نگینی در قلب روستا می درخشد.

امام جماعت مسجد هم هرچند جوان و تازه کار است اما انگیزه و خلاقیتش او را به این روستای دورافتاده کشانده است. وی به رغم این که متولد محله نظام آباد تهران است اما آن طور که از گفته هایش پیداست عادت ندارد در شهر بماند و مساجدی که هشت شان گرو نُه شان است را بیشتر دوست دارد. حجت الاسلام و المسلمین کلانتر، امام جماعت مسجد حضرت اباالفضل(س) پیش از امام جماعتی در کانون های فرهنگی فعال بوده است. چند سالی هم به عنوان امام جماعت نایب کار می کرده تا اینکه از یکی دو سال پیش امام جماعت راتب این مسجد شد. الان هم آنقدر با مردم روستا اخت شده که به قول خودش روستاییان هنوز به خاطر برخوردشان در روزهای اول ناراحتند.

حجت الاسلام و المسلمین کلانتر در اجلاس روز جهانی مسجد به عنوان یکی از ائمه جماعات منتخب استان تهران شناخته شد. به خاطر همین پای صحبت ها و درد دلهای او نشستیم تا پرده ای متفاوت از جلوه های مسجدی را برایمان بگشاید. هرچند در حین مصاحبه با صبر و حوصله به سئوالاتمان پاسخ می  دهد اما از لحن اظهاراتش پیداست که در همین چند دقیقه مصاحبه هم نگران مشکلات مردم روستاست که قول داده پیگیری کند.

 حجت الاسلام و المسلمین کلانتر

 

حاصل گفتگوی صمیمانه و خواندنی خبرنگار محراب (پایگاه اطلاع رسانی مرکز رسیدگی به امور مساجد) با وی از نظر می گذرد.

 

من قبل از اینکه معمم شوم فعالیت های تبلیغی انجام می دادم، به خصوص زمانی در روستاهای محمدشهر کار می کردم و مدتی هم در کانون های فرهنگی کرج مشغول بودم.

امین آباد، روستایی محروم در ملارد

حدود چهار سال است که کار مسجدی می کنم. قبل از آن هم در مسجدی در فردیس کرج، مسئول کانون فرهنگی امام علی(ع) بودم. مسجد حضرت اباالفضل(س) که من در حال حاضر در آن امام جماعت هستم در یک منطقه محروم، یعنی روستای امین آباد از توابع صفادشت ملارد قرار دارد.

خوب است طلبه ها در سالهای پایین، امام جماعت نایب شوند

من با توجه به اینکه دغدغه مالی نداشته ام و در جایی دیگر مشغول به کار بودم، در پایه دوم حوزه بنابر توصیه یکی از اساتید در مسجد ایشان به عنوان امام جماعت نایب مشغول به کار شدم. این تجربه بسیار برای من پر برکت بود و تجربیات زیادی را به همراه داشت. به طور کلی اگر طلبه ها در پایه های پایین در کنار ائمه جماعات راتب در مسجد قرار بگیرند، باعث می شود در ابتدای کار اگر کم و کسری وجود دارد، زده نشوند و در کنار امام جماعت راتب، اصول تخصصی فعالیت های مسجدی را بیاموزند. به همین خاطر من شروع خیلی خوبی داشتم و تجربه شیرینی برای آغاز کار مسجدی در ذهن من مانده است.

به سرعت با مردم روستا رفیق شدم

در این روستا همه ترک زبان هستند و من فارس. به خاطر همین با توجه به اینکه روحانی قبلی هم ترک زبان بود، کار سختی در پیش داشتم. من در دو  ماه اول که امام جماعت نایب بودم تنها نماز مغرب و عشا می خواندم و به مرور توانستم با نمازگزاران ارتباط برقرار کنم و با کسانی که دایم در مسجد بودند رفیق شدم و توانستم ارتباط خوبی با کسبه و سایر افراد روستا برقرار کنم.

کمک های امور مساجد در دهه تکریم خوب بود

در یک سال گذشته ظاهر مسجد را تا حدودی بازسازی کرده ایم که در این میان کمک های امور مساجد به خصوص در دهه تکریم کمک زیادی به ما کرد. مسجد حضرت اباالفضل(س) که در حال حاضر امام جماعت آن هستم بنای ناقصی داشت که با کمک شهرداری صفادشت کامل شد ولی سرویس های بهداشتی مسجد هنوز مناسب نیست و برای خواهران هم که اصلا وجود ندارد.

اوایل کار به زحمت یکی دو نفر پشت سرم نماز می خواندند

در آن اویل که من به این مسجد آمده بودم بارها اتفاق افتاده بود که برای نماز مغرب و عشا خودم اذان می گفتم و گاهی یکی دو نفر بیشتر به مسجد نمی آمدند که الان بعضی از افراد به من می گویند که حاج آقا ما در آن اوایل خیلی به شما ستم کردیم.

این روستایی که من مشغول به فعالیت در آن هستم حدود 250 نفر جمعیت دارد که از این بین بیشتر از 80 نفرشان مسجدی هستند. این مسجد تنها مسجد این روستاست و دقیقا وسط منازل روستا قرار دارد.

تربیت مسجدی در روستا جلوه گر است

در این روستا بارها با وساطت مسجدی ها مشکلات روستا برطرف شده و به وضوح تاثیر تربیت مسجدی را دیده ایم. حتی مواردی بود که یک خانوداه در شرف طلاق بودند و من به برکت لباس روحانیت توانستم با یک گفتگوی کوتاه آنها را منصرف کنم.

فکر می کردم مسجد فقط برای نماز خواندن است

قبل از اینکه امام جماعت شوم وقتی به عنوان نمازگزار در مسجد شرکت می کردم خیلی متوجه جایگاه مسجد نبودم و فکر می کردم مسجد صرفا برای نماز خواندن است ولی وقتی وارد بحث فرهنگی مسجد شدم فهمیدم که مسجد جای زندگی است. هیچ شأنی از شئون جامعه اسلامی نیست که زیر سایه مسجد نگنجد. بر همین اساس به تدریج به این نتیجه رسیدم که مسجد طراز اسلامی همه شئون زندگی اسلامی را در بر می گیرد. به عبارت دیگر مسجدی که به این جایگاه نرسیده باشد و نتواند همه شئون زندگی را در جامعه اسلامی تامین کند به جایگاه اصلی خود نرسیده است.

جایگاه مسجد غیر از حسینیه و یا یک کانون فرهنگی است

قوانینی که شارع مقدس برای مسجد وضع کرده نشان می دهد که جایگاه مسجد غیر از حسینیه و یا یک کانون فرهنگی است.  نورانیتی که در مسجد وجود دارد در هیچ کجا وجود ندارد. بارها دیده ایم که مساجد قدیمی با گذشت چند صد سال روز به روز ریشه های قوی تری می دوانند. در واقع مسجد یک پایگاه فرهنگی دایمی است که اگر جایگاهش حفظ شود همواره قوی تر و مستحکم تر می شود و به خاطر همین است که فعالیت های فرهنگی که در مسجد انجام می شود به هیچ وجه با دیگر فعالیت های فرهنگی قابل مقایسه نیست.

در سال گذشته با کمک هایی که شد اولین بار در ماه رمضان سفره های افطار در مسجد پهن کردیم و الان دیگر اگر بخواهیم فعالیتی بکنیم کسی نگران هزینه ها نیست.

بافت روستایی موجب شده همه در مسجد به هم احترام بگذارند

در این مسجد هیچ گاه وجود کودکان مشکل ایجاد نکرده است. در مسجد ما به خطر بافت سنتی روستا هم بچه ها به بزرگترها احترام می گذارند و هم بزرگترها با بچه ها مدارا می کنند به خاطر همین در اردوهایی که برگزار می کنیم بچه ها و بزرگترها را با هم می بریم وهمه در کنار هم تعامل خوبی دارند. اگر هم گاهی مشکلی به وجود آمده است به تذکر حل شده و منجر نشده که کسی از مسجد برود.

برای کودکان و نوجوانان برنامه های جداگانه ای داریم

در خصوص کودکان و نوجوانان همیشه سعی کردم هر گروه سنی را در جایگاه مختص خود ببینم. مثلا برای خواهران کلاس های آشپزی و سفره آرایی و مهارت های زندگی گذاشتیم. یا برای پسرها چون خودم دستگاه جوش دارم و تا حدی این کار را بلدم دستگاه  را به مسجد بردم و بچه ها را با آن آشنا کردم. ضمن اینکه اردوهایی هم که من گذاشتم به همین شکل بود که سعی شد در کنار تفریح و ورزش و سیاحت مسایل مربوط به سبک زندگی را برای آنها تشریح کنم.

اردوی برغان یکی از بهترین برنامه های مسجد بود

ما در یکی از اردوهایی که داشتیم بچه ها را به برغان بردیم که منطقه خوش آب و هوایی در اطراف کرج است. امامزاده ای هم در آن اطراف است که ما پس از زیارت صبحانه را در آنجا خوردیم و بعد به باغ خوش و آب هوایی در آن اطراف رفتیم و زمانی را به بیان مسایل فرهنگی و سیاسی پرداختیم. در آن اردو مسئول پایگاه مسجد با برنامه ریزی قبلی  شبهاتی را درباره مسایل سیاسی و ولایت فقیه مطرح می کرد و من هم در پاسخ به آن موضوعات را موشکافی می کردم.

برنامه های فرهنگی در اردوها نباید به فضای نشاط و شادی آسیب بزند

برای اردوی خواهران هم آنها را به شهر ری بردیم و در آنجا هم مسابقاتی برگزار شد. از آنها خواستم که هر کدام سه جمله زیبا درباره حجاب بگویند و این باعث شد به چند نفری که حجاب کامل نداشتند تذکر غیر مستقیم داده شود. البته درباره این برنامه ها تلاش می کنیم که کلاس های فرهنگی به نشاط و شادی در اردو آسیب نزند.

قرائت و تفسیر قرآن ار برنامه های دایمی مسجد است

در مسجد ما هر شب یک صفحه قرآن خوانده می شود و اکثر شبها هم در حد چند دقیقه یک حکم شرعی را برای نمازگزاران بیان می کنم. بعد از نماز هم درباره یکی از آیات خوانده شده توضیح می دهم. در مناسبات هم برنامه سخنرانی و جشن داریم.  برای مثال در شب ولادت امام رضا (ع) در مسجد غیر از برنامه های مذهبی، مسابقه زو و طناب کشی داشتیم که مورد استقبال قرار گرفت.

خاطره ای تکان دهنده از نگرانی یک کودک مسجدی

یکی از خاطراتی که برای من تکان دهنده بود زمانی بود که من در مسجد امام سجاد (ع) که در منطقه محروم واقع شده، فعالیت فرهنگی می کردم. در این مسجد هم مانند همه مساجدی که من در آن کار می کردم همیشه هشتمان گرو 9 مان بود. یک سال باران که آمد به خاطر نداشتن ایزوگام و نفوذ باران این مسجد تعطیل شد. بعد از عید هیئت امنا به دنبال جمع کردن پول بودند. یک روز یکی از اعضا با گریه وارد دفتر من شد. یک پنجا تومانی دستش بود. حالش را که پرسیدم گفت این را یکی از کودکان مسجد آورد و گفت که با این پول سقف مسجد را بسازید تا حاج آقا دوباره برای ما قصه بگوید.

من از این حادثه بسیار متاثر شدم. باید همین جا از مسئولین درخواست کنم که نباید در کشور ما به خاطر یک ایزوگام در مسجدی بسته شود.

در پایان باید بگویم که ما برای ادامه برنامه ها و تکمیل ساختمان مسجد به کمک مسئولین امور مساجد و دیگر نهادها به شدت نیازمندیم و امیدوارم در آینده بتوانیم این مسجد ر ابه یکی از مساجد الگو تبدیل کنیم.

تعداد بازدید : ۸۹

تازه ترین

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

پربازدیدترین